دانلود رایگان


شناسایی معیارهای شهر دوستدار زن از نظر زنان - دانلود رایگان



دانلود رایگان شهر دوستدار زن در مفهومی وسیع اشاره به شهری مطلوب و مناسب زندگی اجتماعی زن در ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی، حقوقی، کالبدی، بهداشت و سلامت و سایر امور زندگی

دانلود رایگان
شناسایی معیارهای شهر دوستدار زن از نظر زنان متعلق به پایگاه ها و تیپ های مختلف اجتماعی تهران شهر دوستدار زن در مفهومی وسیع اشاره به شهری مطلوب و مناسب زندگی اجتماعی زن در ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی، حقوقی، کالبدی، بهداشت و سلامت و سایر امور زندگی اجتماعی شهری دارد. هدف ما در این پژوهش، شناسایی برخی از معیارها و ویژگی های شهر دوستدار زن از نظر زنان متعلق به پایگاه ها و تیپ های مختلف اجتماعی است.چارچوب مفهومی و نظری این پژوهش بر پایه مجموعه ای از رویکردهای نظری مرتبط با مفهوم شهر دوستدار زن مانند توسعه پایدار، حکمروایی خوب، حقوق شهروندی، برنامه ریزی حمایتی، برنامه ریزی جنسیتی، عدالت فضایی، توانمندسازی، فمنیسم و جغرافیای فمنیستی و همچنین مفاهیم زیربنایی شهردوستدار زن مانند مقابله با خشونت علیه زنان تنظیم شده و با استفاده از تجربیات اجرا شده خارجی و داخلی در زمینه شهر دوستدار زن، تدوین و ارائه شده است.این تحقیق از نوع تحقیقات توصیفی و کیفی است. روش مورد استفاده این پژوهش اتنوگرافی (مردمنگاری) و تکنیک جمع آوری داده ها مصاحبه مسأله محور است. جمعیت آماری این پژوهش شامل زنان 18 تا 50 سال ساکن تهران است که طی 5 سال گذشته ساکن تهران بوده اند. نمونه گیری از نوع غیر احتمالی و نظری و حجم نمونه 19 نفر است.نتایج پژوهش انجام شده حاکی از آن است که از نظر زنان مورد بررسی با بهره مندی از هشت ویژگی، تهران شهری دوستدار زن می شود: تهران امن (تأمین امنیت عینی و ذهنی)، تهران راحت (سهولت دسترسی به فضاها و امکانات شهری)، تهران فعال (امکان فعالیت اقتصادی و اشتغال زنان) ، تهران مشارکتی (امکان حضور و مشارکت زنان در برنامه های مختلف شهری بعنوان استفاده کننده، ایده پرداز و مدیر و تصمیم گیرنده)، تهران فراغتی (تأمین نیازهای فراغتی زنان)، تهران عادلانه (رعایت عدالت فضایی در تخصیص امکانات شهری)، تهران زیبا(توجه به بعد زیبایی شناسانه در طراحی و ساخت فضاهای شهری) و تهران دوستدار کودک (افزایش و بهبود امکانات مختلف مورد نیاز کودکان در شهر). علاوه بر این یافته های این بررسی نشان می دهد علاوه بر این براساس بررسی های انجام شده، دو تفاوت تیپ اجتماعی و پایگاه اقتصادی و اجتماعی تغییر چندانی در دیدگاه های زنان در مورد معیارهای شهر دوستدار زن ایجاد نمی کند. بلکه سه موقعیت خانه داری، اشتغال و مادری تفاوت هایی در دیدگاه ها، نیازها و دغدغه های زنان در زندگی شهری بوجود می آورد.
کلید واژه ها: شهر، زنان، شهر دوستدار زن، زندگی شهری، فضاهای شهری، امکانات شهری، شهروند، عدالت شهری
فهرست مطالب
2. 37
فهرست تصاویر
143
147
147
148
148
150
150
154
155
157
157
160
163
165
166
167
168
169
173
180
183
189
فهرست جداول
41
46
52
103
106
108
فهرست نمودارها
101
193
205
1-1 مقدمه در سال 1800 تنها چهار شهر با جمعیت بیش از یک میلیون در جهان وجود داشته است، در حالی که در سال 2000 بیش از 411 شهر میلیونی بوجود آمده که بیشتر مردم نیز در شهرهای بزرگ مشغول به زندگی هستند(شورت،1390: 1). این انقلاب شهری علاوه بر توزیع مجدد جمعیت جهان، تغییراتی اساسی در سازمان فضایی جامعه و سازمان اجتماعی فضا نیز ایجاد کرده است. افزایش جمعیت شهرنشین به معنای افزایش حضور مردم در فضاهای مختلف شهری و مواجهه آنان با امکانات و همچنین محدودیت ها و مشکلات مختلف شهری است. زندگی شهری مزایای بسیاری برای ساکنانش ایجاد می کند. چرا که اساسا زندگی شهری مبتنی بر خدمات، شبکه اجتماعی و منابع فرهنگی است و دستیابی به این موارد را نیز ممکن می سازد. اما در عمل شهرهای امروزی با مشکلات بسیاری نیز مواجه هستند. هرچند تفاوت بسیاری از نظر نوع و اندازه میان شهرهای مختلف جهان وجود دارد اما این مسایل هم در کشورهای توسعه یافته و هم در کشورهای در حال توسعه وجود دارد.
فضاهای عمومی شهری مکان هایی هستند که متعلق به عموم شهروندان بوده و باید دارای ویژگی های دموکراتیک بودن، قابل دسترسی برای همه گروه ها و آزادی عمل نسبی باشند(پرتویی،1391: 16). فضای شهری به منظور دستیابی به عدالت شهروندی باید بتواند محیطی امن، سالم، پایدار و جذاب برای همه شهروندان فراهم کند تا همه گروه های اجتماعی فارغ از محدودیت های سنی، جنسی، قومی و نژادی بتوانند از فضا و امکانات شهری استفاده کرده و در زندگی شهری مشارکت داشته باشند.
مطلوبیت یک فضای شهری بویژه در خصوص برخی از فعالیت ها، به میزان برداشت و ادراک نیازهای فرد استفاده کننده از فضا بستگی دارد(قرایی،1391: 18). یعنی وجود شرایطی برابر به منظور استفاده و بهره مندی افراد مختلف از فضاهای شهری، اهمیت بسیاری دارد. از این رو ممکن است گروهی از افراد، یک فضای شهری را مناسب و مطلوب ارزیابی کنند و گروهی دیگر نامناسب.
فضا به عنوان جنبه ای اساسی از فرهنگ مادی، بدان دلیل دارای اهمیت است که در تعریف جنسیت دارای نقشی اساسی است. در واقع فضا تعیین می کند چگونه زنان و مردان با یکدیگر همراه شوند و یا از هم تفکیک گردند. (زرین پناه و پورهاشمی،1392: 34). بعبارت دیگر فضاهای عمومی جنسیتی هستند. این فضاها هم انعکاسی از نحوه ساخته شدن و فهم جنسیت هستند و هم بر این فهم تاثیر می گذارند(غنام،1392: 39). در فضاهای شهری مردان آزادی بیشتری در رفت و آمد و دسترسی به فضاهای عمومی دارند. در حالی که زنان به دلایلی از جمله نحوه پوشش و ویژگی های جسمانی متفاوت دارای محدودیت بیشتری بوده و فعالیتشان در فضاهای شهری محدود به زمان های خاصی است. چنانچه با نگاهی به زندگی زنان در می یابیم که نوع ارزش ها، باورها، قوانین، سنت ها، تعاملات و مناسبات حاکم بر زندگی شهرنشینان، باعث می شود مسایل و مشکلات بصورت یکسان بر زندگی زنان و مردان اثر نگذارد.شواهد بسیاری در رشته های مختلف علمی نشان می دهد که زنان و مردان، فضای زندگی خود را بصورت یکسان درک و تجربه نمی کنند. امروزه نیز آگاهی عمومی درباره واکنش های متفاوت زنان و مردان به ساختار مکانی افزایش یافته است. نظریه های شهری سنتی دارای تمایزهای متعددی مانند تمایز میان بخش دولتی و بخش خصوصی، شهر و حومه شهر، کار و خانه، تولید و بازتولید هستند. در هر کدام از این دوگانه ها فرض بر این است که محیط های دوم تنها به زنان تعلق دارند. این محیط ها بطور خاص مورد بی توجهی قرار گرفته اند. در عوض فضاها و مکان های بخش اول که محیط های مردانه به حساب آمده اند، همواره موضوع نظریه پردازی و تحلیل بوده اند (مک داول، 1392: 8-10).
در واقع جامعه، همواره زنان را بعنوان مادر، خانه دار و نهایتاً دارای مشاغل پاره وقت در نظر گرفته است. چنین نگرشی به زنان و نقش آنان این دیدگاه را القا کرده است که فعالیت زنان محدود به اطراف خانه است (خاتم،1387: 311). به استناد منابع تاریخی، در کمتر از یک قرن پیش، زن شهری ایرانی موجودی منزوی بود که در محافل و مجالس عمومی حضور نداشت و یا حضور وی مشروط به بودن در کنار یک مرد بود (رحمت آبادی،1387: 96). اما تحولات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی رخ داده در دنیای امروز، زمینه ساز افزایش حضور زنان در محیط ها و فضاهای متنوع شهری شده است. بطوری که حتی می توان از زنانه شدن فضا در زندگی معاصر یاد کرد، که اشاره به حضور زنان در فضاهای مختلف تجاری، فراغتی و آموزشی و تلاش آنان برای رمزگذاری و رمزگشایی از فضاها دارد (فاضلی،1392: 21). علاوه بر این، واقعیت این است که زنان نیاز بیشتری به فضای مناسب تر شهری حتی در چارچوب نقش های حمایتشان دارند. زنان خانه دار علاوه بر فعالیت های خانه داری با محیط های مختلف مانند بانک ها، اداره های بیمه، خدمات و مغازه ها و فروشگاه ها مواجه هستند. زنان به دلیل داشتن نقش حمایتی در خانواده، و بعضا اشتغال در بیرون از خانه، مواجهه های متعدد و متفاوتی را با محیط شهری تجربه می کنند. اگر مردان در روزهای عادی تنها برای رفت و آمد به محل کار، فضاها و امکانات شهری را مورد استفاده قرار می دهند، زنان اغلب برای رفتن به خرید، همراهی بچه ها تا مدرسه و یا خانه، بردن بچه ها به مراکز درمانی و آموزشی و رفتن به محل کار با فضای شهری در تماس هستند همه این وظایف، زنان را با فضای شهری در سطحی وسیع مواجه می سازد و آنان را به فراسوی اطراف خانه می برد. علاوه بر این وظایف، زنان شاغل نیز با مسئولیت های کاری و نیازهای خانوادگی در کنار مسایل شهری مانند ترافیک، حمل و نقل، توزیع نامناسب کاربری زمین و امنیت روبرو هستند. بنابراین با توجه به تفاوت بیولولوژیک زنان و مردان و نیز نقش های متفاوت این دو در زندگی اجتماعی و خانوادگی، نوع و نحوه استفاده زنان از فضای شهری در بسیاری از موارد متفاوت از مردان است. بعبارت دیگر زنان و مردان شهر را بواسطه عواملی مانند مالکیت مسکن، استفاده از حمل و نقل عمومی، تحرک و جابجایی، فضاهای کاری و مسئولیت های مراقبتی و خانگیشان، به نحو متفاوتی تجربه می کنند(Jarvis et al,2009). زنان دارای ویژگی های بیولوژیک، مسئولیت ها و چشم انداز متفاوتی هستند که نوع ارتباطشان با فضا را تحت تاثیر قرار می دهد(تمدن،1387: 21). در واقع زنان تسهیلات خاصی را از فضا انتظار دارند که متناسب با خصوصیات جسمی و نیازهای عاطفی و روحیشان باشد و زندگی روزمره و فعالیت هایشان را تسهیل نماید.
این در حالی است که شهر بطور کلی چه در کشور ما و چه در سایر کشورها توسط مردان بوجود آمده و شروع شهرسازی توسط مردان بوده است. عموما شهرها مسایل زنان را کمتر در نظر گرفته اند(اعتماد،1387: 71). در واقع عموما برنامه ریزی های شهری و تدارک امکانات فضایی از منظری مردانه صورت گرفته و تصور می شود همه شهروندان فارغ از قیود سنی و جنسی به یک میزان از این برنامه ها منتفع می گردند. البته این بدان معنا نیست که شهرها و کلان شهرها مشکلی برای مردان ندارند. مشکلات متعدد شهری مانند ترافیک، آلودگی هوا و استفاده از تسهیلات و خدمات شهری مسایلی عام هستند که هم زنان و هم مردان را درگیر می سازند. اما عموما مسایل و مشکلات شهری برای اقشار آسیب پذیر بیشتر و گسترده تر است و زنان در برخی جهات نسبت به مردان آسیب پذیرتر هستند. هرچند ممکن است در یک شهر امکانات فضایی چندان توسعه یافته ای برای هیچ کس – فارغ از مرد یا زن بودن- وجود نداشته باشد، اما مسأله این است که همان فضاها و امکانات نه چندان پیشرفته موجود، عموما برای مردان آسان تر قابل استفاده اند و چه بسا زنان به دلیل داشتن تفاوت های بیولوژیکی و اجتماعی از برخی فضاها بطور خودبخودی حذف شوند. بعنوان مثال در کلان شهری مانند تهران که شهروندان با دشواری های متعدد زندگی شهری مانند ترافیک، آلودگی هوا، دوری مسافت ها، دشواری های حمل و نقل عمومی، ناامنی برخی فضاها و معابر و ... مواجه هستند، عمدتا زنان دشواری های مذکور را بطور مضاعفی متحمل می شوند. بعنوان مثال وسیله نقلیه ای مانند مترو، علی رغم داشتن ازدحام بسیار جمعیت، برای مردان و گروهی از زنان قابل استفاده است، اما زنی باردار و یا مادری با فرزند کوچک، عملا امکان استفاده از چنین وسیله حمل و نقلی را ندارد. مثال دیگر مربوط به مسأله امنیت است که در تحقیقات بسیار متعددی مورد توجه و ارزیابی قرار گرفته است. بعنوان نمونه پایین بودن سطح امنیت در شب، سبب ناامنی برخی ایستگاه های اتوبوس شده و امکان ایستادن زنان در این ایستگاه ها و استفاده از این وسیله حمل و نقل را از آنان سلب می کند. علاوه بر این دوری مسافت ها و عدم دسترسی آسان به وسایل حمل و نقل عمومی در برخی مناطق، در کنار پایین بودن میزان امنیت عینی و ذهنی زنان در شهر، از جمله عواملی است که باعث می شود زنان در بسیاری از موارد امکان اشتغال را از دست بدهند. نمونه های متعددی را می توان بیان نمود که نشان می دهد چگونه زنان به دلایل مختلف از بهره مندی از برخی فضاها و یا امکانات شهری محروم شده و یا استفاده آنان با مشقت و عدم سهولت بیشتری نسبت به مردان همراه است.
اشاره به مصادیق کالبدی بدین معنا نیست که تفاوت تجریه زنان و مردان در شهر محدود به فیزیک و کالبد شهر است. زنان و مردان شهری در عرصه های مختلف اقتصادی، اشتغال و استخدام، آموزش، حقوق و قوانین، مشارکت سیاسی و اجتماعی، بهداشت و سلامت و سایر امور در زندگی شهری در وضعیت متمایزی به سر می برند. به بیان دیگر زندگی شهری زمینه ساز بروز تبعیض های متنوعی است که عموما به زیان زنان است. لازمه تحقق یک جامعه عدالت محور نیز رفع نیاز همه شهروندان در سطحی برابر است.مفهوم عدالت به معنای ایجاد تعادل و برابری به نفع گروه هایی است که در شرایط یکسان زمانی و مکانی، نسبت به دیگران فرصت محدودتری در استفاده از امکانات دارند. این موضوع از منظر حقوق شهروندی نیز قابل تأمل است. در طول تاریخ عوامل مختلفی باعث شده است عدالت در حقوق شهروندی از بین برود. یکی از این عوامل جنسیت بوده است. شهروندی مفهومی جنسیتی است و زن و مرد ارتباط متفاوتی با این مفهوم دارند. در واقع زنان همواره به لحاظ شهروندی وضعیت نامساعدتری داشته اند.
حقوق شهروندی زنان در مقایسه با مردان، به دلیل جنس و جسم خاص و متفاوت زنان و همچنین آسیب های وارد شده بر آنان، از اهمیت بالاتری برخوردار است. در بسیاری از جوامع از جمله در کلان شهر تهران، برخی از حقوق شهروندی زنان خواسته یا ناخواسته نقض می شود (رضوانی دهاقانی، 1391: 13).
ایده و مفهوم شهر دوستدار زن حاصل تلاش برای حل مسایل و مشکلات زنان و ارتقا و بهبود وضعیت آنان در زندگی شهری است. این مفهوم چند سالی است در کنار مفاهیم شهر دوستدار کودک و شهر دوستدار سالمند در سایر کشورها و بویژه کشورهای توسعه یافته مورد توجه قرار گرفته است. شهر دوستدار زن در مفهومی وسیع اشاره به شهری مطلوب و مناسب زندگی اجتماعی زن در ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی، حقوقی و کالبدی دارد. هدف از ایجاد شهر دوستدار زن،ایجاد فضا و امکاناتی در شهر و ابعاد مختلف زندگی شهری است که فعالیت زنان در شهر را تسهیل کرده و زندگیشان را درون فضای شهری آسان تر کند. این مفهوم عنوان اصلی پروژه ها و برنامه های متعددی است که در بسیاری از جوامع با هدف ایجاد تحول مثبت در زندگی شهری زنان تهیه و اجرا شده است. بنابراین همراه با توسعه راهبردها و رویکردهای جدید فرایند تصمیم گیری، هدف برنامه ریزان و مدیران شهری این است که نیازهای زنان را برطرف کنند و مشارکت کامل آنان را در فرایند شکل دادن به فضا به عنوان شهروند کامل، تضمین کنند. علی رغم توسعه این مفهوم در برخی کشورها مفهوم شهر دوستدار زن هنوز در ایران مصطلح نشده است. هرچند پژوهش های مختلفی در مورد مسایل شهری زنان انجام شده است اما تاکنون پروژه و طرح مشخصی تحت این عنوان در ایران وجود نداشته است. بنابراین هدف ما در این پژوهش پرداختن به این مفهوم و ارائه برخی از معیارها و شاخص های یک شهر دوستدار زن است.
1-2 بیان مساله از دهه 1980 به بعد جامعه شناسی و نظریه اجتماعی در حوزه مطالعات شهری درگیر نوعی تحول به نام چرخش فضایی[1] شده است. در این چرخش تلاش نظریه پردازان و صاحب نظران اجتماعی، این بوده است که به شیوه های مختلف نشان دهند چگونه میان مناسبات اجتماعی و فضاهای شهری رابطه ای دوسویه و دیالکتیک برقرار است. بدین معنا که مناسبات اجتماعی شکل دهنده فضا و فضا، شکل دهنده مناسبات اجتماعی است. می توان ردپای این تحول فضایی را در کار نظریه پردازان کلاسیک مانند دورکیم و نظریه پردازان مکتب شیکاگو مانند لوفور جستجو کرد. شاید بتوان گفت مسأله کلیدی کنونی نظریه اجتماعی، تبیین همین موضوع یعنی رابطه میان فضا و مناسبات اجتماعی است. این موضوع شاخه های متعددی دارد. یکی از شاخه های مهم آن، تبیین نسبت میان فضاهای شهری و گروه های اجتماعی مانند زنان، جوانان، اقوام و خرده فرهنگ های دیگر است. البته نه تنها جامعه شناسی بلکه تمام حوزه های علوم اجتماعی شامل انسان شناسی، روان شناسی اجتماعی، تاریخ، اقتصاد و مطالعات فرهنگی به نوعی درگیر بحث درباره مناسبات فضا و گروه های اجتماعی هستند.
هدف پژوهشگر در این تحقیق پرداختن به یکی از موضوعات اصلی در نظریه اجتماعی شهر یعنی مناسبات میان فضای شهری و زنان در جامعه ایران با توجه به نظرات و ایده های زنان است. مسأله زن نیز مانند مساله مناسبات میان فضاهای شهری و مناسبات اجتماعی، معمایی میان رشته ای است که هر کس متناسب با منافع و علایق و رویکرد فکری اش بدان پرداخته است. در این تحقیق پژوهشگر بعنوان کسی که تمرین جامعه شناسی می کند قصد دارد از منظر جامعه شناسانه به مناسبات میان زن و فضا و زندگی شهری بپردازد. بنابراین این مسأله برای پژوهشگر تنها مساله ای حرفه ای یا تحصیلی نیست. بلکه بخشی از هویت و هستی اش به شمار می رود. پژوهشگر این تحقیق بعنوان زن ایرانی مسلمان شهرنشین دارای تجربه ای نزدیک، همدلانه و عمیق از مناسبات فضا و زندگی شهر و زن بودن یا مسأله زن در جامعه ایرانی است. زندگی شهری فرصت ها و محدودیت های بسیاری را برای زن ایرانی ایجاد کرده است. بنابراین هدف از این پژوهش ارائه درکی عمیق تر و مفهومی از خواست ها و علایق و همچنین مشکلات زنان در زندگی شهری و دستیابی به برخی از ویژگی ها و معیارهایی است که یک شهر را دوستدار زن می سازد. به نظر می رسد زنان در زندگی شهری، علی رغم داشتن ویژگی های فیزیولوژی و برخی ویژگی های اجتماعی مشترک، بنا بر جایگاهشان در ساختار اقتصادی و اجتماعی جامعه و بنابراین منطقه سکونت و رفت و آمد و همچنین امکانات در دسترسشان، تجربه و احساس یکسانی از ابعاد مختلف زندگی شهری نخواهند داشت. علاوه بر این نگرش ها و ایده های زنان نسبت به چیستی و چگونگی یک شهر مطلوب، تا حد زیادی متاثر از ارزش ها، اعتقادات و باورهای کلی آنان در زندگی شخصی و اجتماعیشان است. نمود ظاهری این مجموعه ارزشی را می توان در تیپ اجتماعی زنان ملاحظه کرد. بنابراین در پژوهش پیش رو به منظور دستیابی به طیف متنوعی از ایده ها، اکتشاف ویژگی ها و معیارهای شهر دوستدار زن براساس تجربیات زنان متعلق به پایگاه ها و تیپ های مختلف اجتماعی خواهد بود. بخشی از این تجربه ها طبیعتا معطوف به محدودیت ها، چالش ها و نیازهایی است که زنان در جامعه شهری امروز ایران دارند و بخشی دیگر از این تجربیات معطوف به فرصت ها، امکانات و زمینه هایی است که زنان در فضای شهری برای بهبود و ارتقای زندگی خود بدست آورده اند. این چالش ها و فرصت ها در ابعاد مختلف کالبدی، اجتماعی، فرهنگی و حقوقی زندگی شهری زنان وجود دارد.
انتخاب مفهوم شهر دوستدار زن به جای اصطلاحی مانند جامعه دوستدار زن به دو دلیل است. نخست آنکه امروزه شهرنشینی شیوه غالب سکونت را تشکیل می دهد. بطوری که امروزه بیش از نیمی از مردم جهان ساکن شهرها هستند. علاوه بر این بسیاری از مسایل و مشکلات و در عین حال فرصت ها و امکاناتی که پیش روی زنان قرار دارد، ناشی از زندگی شهری و زاییده حضور در فضاهای شهری است. بطوری که حتی می توان گفت زنان ساکن شهرها و بویژه کلان شهرها با مسایلی مواجه اند، که خاص آنان بوده و متفاوت از مسایل زندگی زنان غیر شهری است. هرچند میان مسایل این دو گروه همپوشانی هایی نیز وجود دارد.
بنابراین مساله اصلی ما در این تحقیق مطالعه تجربه زنان در فضاهای شهری با تکیه بر مفهوم شهر دوستدار زن است. در واقع پرسش اساسی ما این است که اگر از منظر زنان به فضا و زندگی شهری بنگریم، شهر دوستدار زن در ایران (با تاکید بر تهران) باید دارای چه ویژگی ها و معیارهایی باشد؟
ایده شهر دوستدار زن در فضای ایرانی با مفهوم دیگری یعنی شهر دوستدار کودک دارای پیوند و نزدیکی است. چرا که همچنان معمولا مسئولیت نگهداری و مراقبت از بچه ها با مادران است. بنابراین فضا و زندگی شهری دوستدار زن باید امکانات و نیازهای کودکان را نیز مورد توجه قرار دهد. منظور از شهر دوستدار کودک، شهری است که فضاها و شرایطش متناسب با نیازها و علایق و شرایط رشد کودکان و نوجوانان باشد. بنابراین در این پژوهش می کوشیم تا ایده شهردوستدار زن را با اشاره ای به شهر دوستدار کودک دنبال کنیم.
1-3 اهدف پژوهش مهمترین هدف پژوهش حاضر، طرح مفهوم و ایده شهر دوستدار زن، بعنوان ایده ای نوین در حوزه مطالعات شهری است. هدف از طرح این مفهوم، پرداختن به تجربیات جهانی موجود در این زمینه و شناسایی برخی معیارهای شهر دوستدار زن از نظر گروهی از زنان، تقویت روند و جایگاه مطالعات جنسیت در مطالعات شهر و فضاست. هدف پژوهشگر در این تحقیق با طرح مفهوم همه جانبه شهر دوستدار زن، نشان دادن مجموعه ای از مشکلات و مسایل پیش روی زنان در زندگی شهری است. بعبارت دیگر هدف این پژوهش بیان این نکته است که برخلاف تفکر قالب در پژوهش های مربوط به حوزه زنان و شهر، مساله زنان در شهر تنها امنیت نیست. بنابراین در گام اول، هدف این پژوهش کمک به غنای مفهومی و نظری مطالعات جنسیت و فضاست. علاوه بر این، هدف ما زمینه سازی و فراهم آوردن اطلاعاتی پایه ای و مقدماتی برای طراحی و اجرای برنامه های شهر دوستدار زن و تلاش برای بهبود و ارتقای وضعیت زنان در زندگی شهری است. هدف غایی پژوهش پیش رو افزایش حضور و مشارکت زنان در جنبه ای مختلف زندگی اجتماعی شهری از طریق تسهیل حضور و فعالیت های آنان، و بنابراین دستیابی به سطح بالاتری از توسعه یافتگی اجتماعی است.
1-4 پرسش اصلی پژوهش
  • زنان ساکن تهران چه معیارها و ویژگی هایی را برای دوستدار زن شدن تهران بیان می کنند؟
  • زنان دارای تیپ های مختلف اجتماعی چه معیارها و ویژگی هایی را برای دوستدار زن شدن تهران بیان می کنند؟
  • زنان متعلق به پایگاه های مختلف اقتصادی و اجتماعی چه معیارها و ویژگی هایی را برای دوستدار زن شدن تهران بیان می کنند؟
1-5 پرسش های فرعی 1-6 ضرورت و اهمیت مسأله این پژوهش و پرداختن به آن از چند جنبه دارای اهمیت است. نخستین جنبه اهمیت آن، ضرورت علمی است. این پژوهش به دلیل نوین و بدیع بودن دارای ضرورتی علمی است. چرا که علی رغم رواج مفهوم شهر دوستدار زن و توجه جدی به آن بعنوان طرح و برنامه ای در راستای توسعه کشورها و شهرها، در جامعه ما حتی این عنوان چندان مصطلح نیز نشده است. البته در ایران نیز پژوهش های متعددی در خصوص مسایل و مشکلات شهری زنان انجام شده است که تمرکز بخش عمده ای از این تحقیقات بر مسأله امنیت زنان است. بنابراین جای این مفهوم و ارزیابی و تحلیل ویژگی ها و مشخصات آن، در مطالعات مربوط به فضا و جنسیت در کشور ما خالی است. این پژوهش به ما کمک می کند تا بتوانیم از یک سو شناختی از تجربه زنان در فضاهای شهری بدست آوریم و از سوی دیگر بتوانیم چارچوبی تازه برای فهم جایگاه زن در فضاهای شهری امروز کشور ارائه دهیم.
علاوه بر اهمیت علمی، پژوهش پیش رو به لحاظ اجتماعی و کاربردی نیز دارای اهمیت و ضرورت است. نخست آنکه این پژوهش با ارائه برخی از معیارها و شاخص های شهر دوستدار زن با توجه به نظرات و رویکردهای خود زنان، می تواند منبع اطلاعاتی با ارزشی برای تهیه و تدارک چنین پروژه یا برنامه ای تلقی شود. چنانچه رویکرد نوین شهرداری تهران که مبتنی بر فرهنگ و توسعه ای فرهنگی است، با چنین برنامه هایی همسویی و همراهی دارد. این پژوهش می کوشد تا بتواند سهمی در بهبود شرایط زنان در شهر ایرانی داشته باشد. علاوه بر این، تدارک و اجرای چنین برنامه هایی زمینه ساز حضور و مشارکت فعال زنان در عرصه های مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه و همچنین در فضاهای عمومی شهری خواهد بود. چنانچه می دانیم امروزه حضور و مشارکت زنان در عرصه های مذکور یکی از عوامل و نشانه های توسعه یافتگی به حساب می آید.
اتکای این پژوهش به نظرات و رویکردهای زنان متعلق به پایگاه ها و تیپ های اجتماعی مختلف، در راستای فرایند توسعه شهریِ مبتنی بر منابع بومی، محلی، ملی و درونی شهر و جامعه خواهد بود. اگر هدف مدیریت و مطالعات شهری را کمک به هدایت فرایندها و روندهای توسعه شهری بدانیم، ایده شهر دوستدار زن می تواند بعنوان ایده ای کلیدی در مدیریت شهری برای هدایت توسعه شهری مورد توجه قرار بگیرد. شهر دوستدار زن می تواند به شیوه ای فرایندهای توسعه را هدایت کند که توسعه شهری نسبت به مقوله جنسیت و زن حساس شود و همه فعالیت ها در زمینه توسعه شهری بتواند نیازها، علایق، حساسیت ها و خواسته های جنسیتی و زنان را در نظر گیرد. به نحوی که فعالیت ها و برنامه های توسعه شهری نه تنها شکاف جنسیتی را افزایش ندهد، بلکه عدالت جنسیتی را نیز ایجاد کند. چنین توسعه ای در بلند مدت قادر خواهد بود به اهداف خود دست یابد و بصورت متوازن همه اقشار و گروه های اجتماعی را منتفع گرداند.
[1] Spatial shifts


دریافت فایل
جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید




شناسایی معیارهای شهردوستدار زن


نظر زنان متعلق به پایگاه ها


دانلودپایان نامه


word


مقاله


پاورپوینت


فایل فلش


کارآموزی


گزارش تخصصی


اقدام پژوهی


درس پژوهی


جزوه


خلاصه


پاورپوینت با موضوع اعتیاد به اینترنت

ساخت و استانداردسازی آزمون مهارت های شناختی و

تحقیق درباره دانشگاه مجازی

تحقیق درباره بررسي حقوق زن در اسلام

تفسير سوره نساء 158 ص

دانلود کتاب تکنولوژی بتن مستوفی نژاد

کد های آماده html و css جهت یادگیری و طراحی سریع

پرسشنامه راهبردهای فراشناختی خواندن

کد های آماده html و css جهت یادگیری و طراحی سریع

مقاله تحلیل سیستم آژانس هواپیمایی